تبليغاتX
وب شخصی حسین چراغی
1338 - تولد در گتوند ‌خوزستان . دوم ارديبهشت 44 - 1343 - تحصيل در مكتبخانه 49-1345 ? تحصيلات ابتدايي در گتوند 57-1350 ? تحصيلات دوره راهنمايي و دبيرستان در دزفول 1357- پذيرفته شدن در رشته دامپزشكي دانشگاه تهران 1358- انصراف از رشته دامپزشكي و ورود به دانشگاه تهران ، همكاري در شكل گيري حوزه انديشه و هنر اسلامي 71-1360 ? دبيري شعر هفته‏نامه سروش 62-1360 ? تدريس در مدرسه راهنمايي 1363 ? انتشار كتابهاي ?تنفس صبح ?و? در كوچه آفتاب? 1363 ? تغيير رشته به ادبيات فارسي دانشگاه تهران 1365 ? انتشار ?طوفان در پرانتز? ( نثر ادبي ) و منظومه ?ظهر روز دهم? ( براي نوجوانان ) 1366- بيرون آمدن از حوزه هنري ، آغاز دوره كارشناسي ارشد ادبيات 1367 ? سردبيري ماهنامه ادبي ? هنري سروش نوجوانان و آغاز تدريس در دانشگاه الزهرا 1368- انتشار ?مثل چشمه مثل رود? ( براي نوجوانان ) ، جايزه نيما يوشيج ( مرغ آمين بلورين ) ، همكاري در تشكيل دفتر شعر جوان 1369 ? آغاز دوره دكتراي ادبيات فارسي 1370 ? انتشار ?بي بال پريدن? ( نثر ادبي براي نوجوانان ) ، آغاز تدريس در دانشگاه تهران ، انتشار ?گفتگو‏هاي بي گفت و گو? 1372- انتشار ?آينه‏هاي ناگهان? 1375- انتشار ?به قول پرستو? ( براي نوجوانان) 1376- دفاع از رساله پايان‏نامه دكترا با عنوان ?سنت و نوآوري در شعر معاصر ? 1378- انتشار ?گزينه اشعار? 1380- انتشار ?گلها همه آفتابگردانند? 1382- برگزيده شدن به عنوان عضو پيوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسي 1383-انتشار" سنت و نوآوری در شعر معاصر" 1385-انتشار "شعر کودکی" 1386-انتشار"دستور زبان عشق"
+ نوشته شده در دوشنبه 1386/08/14ساعت توسط حسین چراغی |

13 آبان در تاريخ انقلاب اسلامي ايران همواره روز تقابل حق و باطل بوده است. دقيقاً به همين دليل يكسال پس از شهادت دانش آموزان در دانشگاه و درست در سالروز 13 آبان 58 ايران اسلامي شاهد جلوه ديگري از اين رويارويي ميان جبهه حق عليه باطل بود.در اين روز به يكباره به حيات سياسي مملو از خباثت امريكا و عملكرد سازمان جهنمي سيا در ايران خاتمه داده شد و مزدوراني كه پس از پيروزي انقلاب دائماً به فتنه انگيزي و ماجراجويي عليه نهضت اسلامي ايران مشغول بودند به گروگان گرفته شدند و لانه پر از فساد و جاسوسي آنان كه به اشتباه (سفارت) لقب گرفته بود،‌ تعطيل گرديد. اشغال لانه جاسوسي امريكا در تهران و گروگانگيري جاسوسان ديپلمات نماي كاخ سفيد، تنها يك حادثه سياسي در حد تعطيل شدن سفارتخانه يك كشور در كشور ديگر نبوده و بلكه آغاز تحول عميقي بود كه در خاورميانه و در سطح جهان در جهت عريان ساختن ماهيت پنهان شده زمامداران واشنگتن و گردانندگان سياست خارجي امريكا به وقوع پيوسته بود. سيزده آبان از خاطره انگيزترين روزهاي انقلاب شكوهمند اسلامي است. شايد تاريخ معاصر ما روزي بدين اهميت و بزرگي كمتر به ياد داشته باشيد. سيزدهم آبان زادروز انقلابي بزرگتر سالگشت تبعيد بينانگذار جمهوري اسلامي و روز دانش آموز است. هر يك از اين مناسبتها خودكافي است كه نظرها را به خود برگرداند و ديده ها را خيره كند. روز دانش آموز است زيرا بيست و يك سال پيش در چنين روزي دانش آموزان انقلابي توانستند، گوهر دانش و آموزندگي را در آيينه حماسه و دليري بتابانند و غبار خودباختگي را از سيماي مدرسه بروبند. راه از مدرسه تا خيابان را چنان پيمودند كه رزمندگان بي باك جبهه ها را در مي نوردند و در برابر آهنگهاي آتشبار ستم چنان صف آرايي كردند كه كوهها بر فراز دشتهاي تفتيده كويري آشيانه فساد و لانه جاسوسان را سيزدهم آبان از هم گسيخت. بيست سال پيش دانشگاهيان دين باور به پيروي از امام نور ديواره هاي نفاق و خيانت را فرو ريختند و شمعي فروزانتر از شمع نخست در ميانه جنگ و كاراز افروختند. سيزدهم آبان شاهد وداع امت با امام خود براي سالياني چند بود. آن روز را سيزدهم آبان بخوبي در ياد دارد. خادمان بيمزد و منت بيگانگان به گرد خانه اي جمع آمدند كه آشناترين نام را براي دلسوختگان اسلامي داشت و شيداترين نغمه ها را در گوش انسانهاي مومن زمزمه كرده بود. خميني (ره) را در ازدحام آهن و پولاد تا بيرون از مرزهاي جغرافياي ايران دور كردند اما مرام و نام خميني را براي هميشه در دل مرد و زن و مسلمان ايراني جاودانه كردند. روحش شاد.
+ نوشته شده در یکشنبه 1386/08/13ساعت توسط حسین چراغی |

نبرد یوسف خان ایسوند منبع از وبلاگ طایفه بزرگ ایسوند: در این پست بنا به در خواست یکی از دوست گرامی ام میخواهم از دلاوریهای ا یوسف ایسوند سخن به میان اورم.امید است مورد توجهتان قرار واقع گردد. یکی از خوانین شجاع ایسوند مرحوم یوسف خان مهرابی فرزند مهراب خان که در شناسنامه طهماسبی می باشد. تقریبا در سال یکهزار و سیصد شمسی یکی از خوانین لرستان بنام میرزاعلیخان به سر کردگی عده ای مسلح از عشایر لرستان از منطقه ی گرمسیری در کوهی بنام سه گریون شبانه راهی را که ایل ایسوند قرار بود از انجا عبور کنند مسدود می نماید . به طوری که راوی گفته سر تیغ افتاب به ایل حمله می کنند و دست به غارت میزنند. همراهان میرزا علیخان سر گرم غارت می شوند. یوسف خان هنگامی که صحنه را می بیند به همراهان خود دستور می دهد بگذارید غارت کنند که جایی نمی روند. در این حال خودش به همراه چند نفر تفنگ چی ( مسلح ) گردنه ی بعدی که پشت سر انها می باشد را می گیرند. و به یاران خود که عده ی کمی نیز هستند می گوید که این جنگ ، جنگ شرف است و تیر از انها رد نکنید چرا که با دوربین که نگاه کرده ام خانه ها و اموال را بطور کلی بار کرده اند. میرزا علیخان لرستانی که گردنه ی اولی را براحتی و بدون مانع پشت سر گذاشته بود بیخیال از اینکه گردنه ی بعدی بدست یوسف خان ایسوند مسدود شده به راه خود ادامه می دهد. زمانیکه میرزا علی در جلوی چپاولگرانش به راه خود ادامه می داد یوسف خان صحنه را مشاهده می کند ،اتش از نهادش بلند می شود و دستور حمله و تیر اندازی را صادر می نماید.و می گوید خداوندا به تو پناه می برم و می بینی که اموال ایل دارد به غارت میرود. یکی از همراهانش گفته که چند مرتبه می گفت خداوندا به تو پناه می برم و تیر اولی را به سمت میرزا علیخان شلیک می نماید که از اسب به زمین می افتد و به هلاکت می رسد.و بقیه یارانش که عده ی کم بوده اند شروع به تیر اندازی می نمایند . بدلیل اینکه خروجی کمینگاه به سختی مسدود شده بود ، همراهان میرزا علیخان راه دیگری برای فرار ندارند و همه در انجا به هلاکت می رسند . و ایل ایسوند با یاری یوسف خان پیروز می گردد. در این زمینه اشعاری به یادگار مانده که می گویند : بند بندانه بگرین ، بندا روهینه مهلین به در روه میرزا علینه مو خووم بیدوم دو غولوم دو دواوی طهماسوند اووه رسی چی داله خوبین بی بی تاجما تو کل بزن کل بساکی ته سون زور خین نداره باکی ای خدا بم برسون سه تا پیانه ادرویش امم باقر علیخان سیانه ای خدا روزه چینو علینه خواستوم جنگ کنه بمثله خووم به شونه راسوم ایسوف خان ایسوند ای شیر جنگی صد زینه زه لرسون بیوه نشندی ایسوف خان نشسته بید دست به سر دست جار ره سی حسنقلی سه تیرم اشکست سه پیرونه بوالحسن دو یار وه شونوم ار خدا نجات بده غارت اسونوم ایسوف خان نشسته بیو لاو خوشک و دل تنگ علی خان به چغاخور کی سیم کنه جنگ
+ نوشته شده در دوشنبه 1386/08/07ساعت توسط حسین چراغی |

پنج‌شنبه 13 شوال، برابر است با سالروز رحلت آیت‌الله «سیدحسین بروجردی» در سال 1380 هـ.ق.بزرگمردی از تبار لرستان آیت‌الله حاج آقا حسین بروجردی فرزند علامه حاج «سیدعلی طباطبائی»، یکی از بزرگ‌ترین علما و مراجع شیعه در قرن چهاردهم هجری است. مرحوم آیت‌الله بروجردی در سال 1292 هـ.ق در شهر بروجرد دیده به جهان گشود و از کودکی به فرا گرفتن علوم دینی در بیت علم و دانش اشتغال داشت. پس از پیمودن مقدمات علوم در سن هجده سالگی وارد دارالعلم اصفهان شد و از حضور علما سطوح فقه و اصول و ادبیات عرب را به خوبی فرا گرفت. هم‌چنین سال‌ها از محضر حکیم قشقائی و حکیم کاشانی حکمت و فلسفه و کلام و منطق را به پایان برده و بعد از هشت سال اقامت در اصفهان رهسپار نجف اشرف شد. مرحوم بروجردی سال‌ها در نجف از محضر پربرکت آخوند خراسانی، علامه «یزدی»، «شریعت اصفهانی» استفاده خارج فقه و اصول نمود و خود در علوم عقلی و نقلی به مرتبه اجتهاد و استادی ارتقا یافت و در سن سی سالگی در ردیف اساتید حوزه نجف به تدریس اشتغال داشت. مرحوم بروجردی بعد از ده سال اقامت در عتبات در سال 1328 هـ.ق از عراق وارد بروجرد شد و مدت سی سال از بهترین ایام عمرش در زادگاه او به ترویج، تدریس و تألیف سپری شد. مرحوم آیت‌الله بروجردی در اواخر سال 1363 هـ.ق به علت کسالتی در بیمارستان فیروزآبادی شهر ری بستری شد و پس از یک عمل جراحی بهبود یافت و تا زمانی که در بیمارستان بود، عده زیادی از افاضل علما و آیات قم و تهران در بیمارستان از او عیادت نمودند و پیشنهاد اقامت در حوزه قم و اداره طلاب به او شد. سرانجام در چهاردهم محرم 1364 هـ.ق وارد حوزه قم شد و دیری نگذشت که پس از فوت مرحوم آیت‌الله حائری تدریجا در رأس اساتید بزرگ حوزه قم قرار گرفت. مرحوم بروجردی قریب شانزده سال در شهرستان قم با همکاری آیات و اساتید علما حوزه عریض و طویلی مملو از علمای اعلام و حجج بزرگ اسلام برپا نمود که شعاع این حوزه پرفیض در سراسر جهان نورافشانی نمود. وی در نشر حقایق مکتب، تدریس و تشویق فضلا، ساختن مدارس و مساجد در سراسر جهان و اعزام علما و اساتید به نقاط مختلف باعث ترویج دین، توسعه و شناخت مکتب جعفری در سراسر جهان شد. در عصر او مرحوم شیخ «شلتوت»، مفتی و رئیس جامع الازهر، با فتوای خود کرسی فقه جعفری را (که از منابع غنی و متون اصیل اسلامی برخوردار است)، در ردیف فقه مذاهب جهان اسلام قرار داد و مورد تأیید واقع شده و تثبیت شد. مرحوم بروجردی بر کتاب‌های فقیه صدوق، تهذیب و استبصار شیخ طوسی، خصال و رجال و امالی و علل الشرایع اسانیدی ضمیمه نمود. وی حاشیه بر کفایه آخوند خراسانی و حاشیه بر نهایه طوسی را به رشته تحریر برد و یک دوره فقهی از تقریرات او به جا ماند. در عصر او رساله عملیه توضیح‌المسائل برای مقلدین با اسلوب تازه و جالبی در سراسر جهان منتشر شد.در عصر او رساله عملیه توضیح‌المسائل برای مقلدین با اسلوب تازه و جالبی در سراسر جهان منتشر شد. سرانجام مرحوم آیت‌الله بروجردی در سن نود سالگی، بر اثر عارضه قلبی جهان فانی را وداع نمود و در کنار مسجد اعظم به خاک سپرده شد.
+ نوشته شده در شنبه 1386/08/05ساعت توسط حسین چراغی |