۲۶مردادماه سال 1369 مصادف با سالروز ورود آزادگان عزیز و دلاور به میهن اسلامی فرصت مناسبی است تا یاد و خاطره مردان جان برکف سرزمین ما که سالیانی از عمر شریف خود را در زندان های رژیم بعث گذراندندگرامی بداریم .
نخستین کاری که آزادگان در بدو ورود به میهن انجام دادنند بوسیدن خاک سرزمین مقدس وطن بود چراکه سالیان سال درمخوف ترین زندانهای رژیم بعث به عشق میهن و خاک ایران می سوختنند تا به این آرزو دیرینه خود برسند.جنگ تحمیلی که سوی صدام وحامیان غربی و بعضی کشورهای عربی برعلیه انقلاب اسلامی ایران به طمع خاک مقدس ایران آغازشده بود مردانی از سرزمین پارس برای دفاع ازکیان ایران به میدان جنگی نابرابررفتند که انقلاب اسلامی ایران درحال ساماندهی داخلی خودبود که جنگ نابرابر شروع شد.
با شرایط به وجود آمده داخلی کشوروحمله ناجوانمردانه دشمن رزمندگان دلاورسرزمین قبیله ما توانستندجانانه ازخاک پاک وطن دفاع کنند.با این شرایط جمعی به خیل شهدا پیوستندو عده ای مجروح گردیدند و جمعی هم به علت شرایطی جنگی به دست دشمن متجاوز اسیر شدند .
جنگ براي ما مقدس بود چون توانستيم بار ديگر برتري خود را اثبات كنيم .برتري نه از جهت تاكتيك هاي جنگي يا ادوات و تكنولوژي نظامي بلكه برتري از نظر رشادت , دلاوري , شجاعت , درايت و تيزهوشي ذاتي كه خداوند در نهاد ما به وديعه گذاشته است . وقتي جنگ را بدين صورت معني كنيم در قاموس ملت مسلمان ايران نه تاريخ شروع دارد و نه تاريخ پايان . چون ما همواره آماده , مدافع و تيزبين هستيم .

فرا رسيدن نيمه شعبان تولداقا امام زمان(حضرت مهدي (عج)بر عاشقان وشیفتگان آن حضرت خجسته باد





گل نرگس تو هستي مهر و هم ماهم تو را من چشم در راهم 
نشستم تا بيايي تو ، کجايي تو ، کجايی تو
امين درد آگاهم ، تو را من چشم در راهم
سوالی ساده دارم از حضورت
من آیا زنده ام وقت ظهورت؟
اگر که آمدی من رفته بودم
اسیر سال و ماه و هفته بودم




سکوت
چه مهمانان بی دردسری هستند مردگان
نه به دستی ظرفی را چرک میکنند
نه به حرفی دلی را آلوده
تنها به شمعی قانعند
واندکی سکوت
به بهانه سالگرد حسین پناهی هنرمندی ازدیار زاگرس لازم می دانم یاد وخاطره همه هنرمندان و فرهیختگان دیار ولات لر را گرامی بداریم یاد و خاطره هنرمندان وظیفه ایست برگردن ما برای نسل جوان و آیندگان چراکه گذشته این هنروران و بزرگان چراغ راه آینده جوانان ما خواهند.پناهی روستایی ساده زیست و مهربان با تجسمی از صفا و صمیمیت و با بازیگری دلنشین و بی ریایش درقلب ها جای گرفت و همین صفا و صمیمت او برگرفته ازمهرزندگی روستایی بودنش بود.
مرحوم حسین پناهی دژکوه در ۱۳۳۵ در۶ شهریور ۱۳۳۵و یا به روایتی دیگر در سال ۱۳۳۹ در روستای دژکوه از توابع شهر سوق (شهرستان کهگیلویه) در استان کهکیلیویه و بویراحمدمتولد شد شاید یکی از دلایل اختلاف سن شناسامه ای وی به روز نبودن سجل در بین تود ه های مردم قبل از انقلاب باشد.
پناهی پس از اتمام تحصیل در بهبهان به توصیه و خواست پدر برای تحصیل به مدرسهٔ آیت الله گلپایگانی رفته بود و بعد از پایان تحصیلات برای ارشاد و راهنمایی مردم به محل زندگی خود با هزاران امید و آرزو بازگشت .
نمی دانم که این گفته از زبان خودش است یا اینکه اطرافیان بیان کرده اند به هرصورت مطلبی جالبی است . مرحوم پناهی بعد از تحصیلات خود چند ماهی در کسوت روحانیت به مردم خدمت میکرد. تا اینکه زنی برای پرسش مسالهای که برایش پیش آمده بود پیش حسین میرود.از حسین می پرسد که فضلهٔ موشی داخل روغن محلی که حاصل چند ماه زحمت و تلاش ام بود افتاده است، آیا روغن نجس است؟ حسین با وجود اینکه میدانست روغن نجس است، ولی این را هم میدانست که حاصل چند ماه تلاش این زن روستایی، خرج سه چهار ماه خانواده اش را باید تامین کند، به زن گفت نه همان فضله و مقداری از اطراف آنرا در بیاورد و بریزد دور،روغن دیگر مشکلی ندارد.بعد از این اتفاق بود که حسین علی رغم فشارهای اطرافیان، نتوانست تحمل کند که در کسوت روحانیت باقی بماند. این اقدام حسین به طرد وی از خانواده نیز منجر می شود حسین به تهران آمد و در مدرسهٔ هنری آناهیتا چهار سال درس خواند و دوره بازیگری و نمایشنامه نویسی را فرا می گیرد . تا اینکه بعد از دوران طلبگی و هنر جویی به عشق تلویزیون و هنر و سینما وارد این عرصه فرهنگی می شود. 
پناهی بازیگری را نخست از مجموعه تلویزیونی محله بهداشت آغاز می کند. با پخش نمایش دو مرغابی درمه از تلویزیون که علاوه بر نوشتن و کارگردانی خودش نیز در آن بازی می کرد، خوش درخشید و با پخش نمایشهای تلویزیونی دیگر خود طرف توجه مخاطبان خاص قرار گرفت مرحوم پناهی درتعداد زیادی فیلم های سینمایی و سریال نمایشی تلویزیون باز و چندین کتاب از خود به یادگار گذاشت .
حسین پناهی با آن همه سادگی و صمیمیتی که سالیان سال از خود نشان داد سرانجام در 14 مردادماه 83 به دیدار معشوق حقیقی شتافت تا نامش همیشه در دلها زنده بماند.
عشایر بختیاری همانندسایر عشایر ایران هر ساله دو نوبت کوچ بلند مدت درییلاق و قشلاق دارند در فصول سرما به مناطق گرمسیری کوچ کوچ می کنند که به آن قشلاق گوینددر فصول گرما به ییلاق و مناطق سردسیر کوچ می کنند
کوچ عشایر با رمه و گله و کلیه اسباب زندگی از یک منطقه به منطقه دیگر جابجا می شوند.
تصویری که مشاهده می نماییدمتعلق به میمون هایی است که توسط وهابیون عربستانی درکوه نور و غار حرا رها شده اند
هرکسی که برای یک بار هم به سفر حج رفته و ازغارحراء دیدن کرده باشدبه وضوع می بیند که وهابیون افراطی عربستان که خود را تافته جدا بافته از دین اسلام می دانندچگونه این موجودات آزار دهنده را در این منطقه رها و در این مکان مقدس به زاد ولد پرداخته اند!
در سفر حج دو سال پیش به اتفاق دوستان برای زیارت این مکان مقدس وقتی بالای کوه نور و غار حراءرسیدیم مشاهد نمودیم که چگونه این میمون ها مسلمانان را اذیت می کردنند ودریک مورد هم شاهد بودم که دوربین عکاسی و فیلمبرداری یک خانمی که نمی توانست از اموالش دفاع نماید ربوده و به پایین کوه فرار کردننداین اتفاق برای خیلی ها از مردم مسلمان که از اقصی نقاط جهان به غار حرا آمده اندبارها و بارها پیش آمده است.
واقعا دلایل وجود چنین میمون ها ی آزار دهنده دربالای کوه نور که نه جنگلی و نه آب و علفی وجو دارد چیست؟جواب این سئوال اینکه:میمون هارا وهابیون سعودی در آنجا رها کرده اندو قصدشان توهین به مشتاقان خانه خدا است و نظر دیگر اینکه افراد سودجو دراین منطقه بی آب و علف میمون ها را رها کرده اند که اموال مردم مسلمان را سرقت نمایند!
اما اگر منصفانه ترنتیجه بگیریم وجود میمونها کار افراد سود جو نیست چراکه اگر کار افرادسودجو بود حداقل مسئولین عربستانی برای حفظ این مکان مقدس هم شده منطقه را از وجود این میمونهای خشن و آزاردهنده که موجب رنجش زوارخانه خدا و عاشقان پیامبر اعظم (ص) هستند پاکسازی می کردنند.
بوش بدبخت و آخر شری بعد از اتمام دو دوره ریاست جمهوری که باعث ریختن خون هزاران نفر از مردم بیگانه در کشورهای افغانستان، عراق و سومالی و ... شده است این روزها مهره های گردنش بریده و به هزاران درد بی درمان مبتلا شده است !
قابل توجه بعضی ها!
فرارسيدن روزهاي ولادت حضرت امام حسین(ع)روز پاسدار،ولادت حضرت ابوالفضل العباس (ع) روز جانبازو ولادت حضرت زین العابدین (ع) مبارکباد.
امام حسین فرزند دومین امام علی و حضرت زهرا علیهم السلام است . آن حضرت در شهر مدینه به روز سوم شعبان دیده به جهان گشود آن حضرت شش ماه و ده روز با برادر بزرگترش امام حسن (ع) فاصله سنی داشت و مراحل رشد و نمو خویش را درمدت کمتر از هفت سال در مصاحبت با رسول (ص) و سی سال در کنار امیرالمومنین (ع) و ده سال با امام حسن (ع) گذراند. و در سال 49 یا 50 هجری پس از شهادت مظلومانه امام حسن (ع) امامت شیعیان را بر عهده گرفت .
چهارم شعبان، سالروز ولادت پرچمدار بزرگ کربلا، حضرت عباسبن علی علیهالسلام است. عباس بن علی علیهالسلام در سال 26 هجری قمری، در مدینه، دیده به جهان گشود. وی در دامان امیرالمؤمنین علی علیهالسلام و مادر گرامیاش به گونهای پرورش یافت که به مظهر غیرت، ایثار و شجاعت، بدل گشت.عباس بن علی علیهالسلام در طول حیات خویش از محضر پدر و برادرانش، بیشترین بهره را برد و جامع فضایل نیکو گردید. آن بزرگوار آن چه را از محضر آن سه امام معصوم آموخته بود، در کربلا آشکار ساخت و حماسه ساز نامآور عاشورای حسینی شد.
علي بن حسين بن علي بن ابيطالب(ع) مشهور به سجاد، چهارمين امام شيعيان بنا به قولي مشهور، در پنجم شعبان سال 38 هجري قمري متولد شدند. امام سجاد(ع) فرزند امام حسين(ع) و شهربانو، دختر يزدگرد سوم پادشاه ايران، بود كه در زمان فتح ايران توسط مسلمين به اسارت گرفته شدند و سپس براساس انتخاب خودشان به عقد امام حسين(ع) درآمدند.
امام زين العابدين(ع) زماني ديده به جهان گشود كه زمام امور در دست جد بزرگوارش امام علي بن ابيطالب(ع) بود.
آن حضرت سه سال از خلافت علوي و حكومت چند ماهه امام حسن(ع) را درك كرد. امام سجاد(ع) در عاشوراي 61 هجري قمري حضور داشت و در آن واقعه به صورتي معجزه آسا نجات يافت و پس از شهادت پدرش امام حسين(ع) مسئوليت زمامداري شيعيان از جانب خدا برعهده او گذاشته شد.