تبليغاتX
وب شخصی حسین چراغی

بنام خدای جان وخرد

 

از اواخر سال 1309 شمسی رضاخان روابط نزديکي را با آلمان پايه گذاري کرد تا بتواند تهديدات انگلستان و روسيه را خنثي کند. اين روابط با شروع جنگ جهاني دوم گرمتر شد. رضاشاه صدها آلماني را دعوت کرد تا به عنوان مستشار و متخصص در سازمان هاي دولتي و به ويژه در ارتش خدمت کنند. در سال 1320 ش و در بحبوحه جنگ جهاني دوم هنگامي که رضاخان تقاضاي شوروي و انگلستان را براي اخراج آلماني ها از ايران رد کرد اين دولت ها با هماهنگي کامل، تصميم گرفتند سرزمين ايران را اشغال کنند.
سرانجام در بامداد سوم شهريور 1320 شمسی، سفيران انگليس و شوروي به طور جداگانه يادداشت هايي تسليم دولت ايران نمودند. در اين يادداشت اعلام شده بود که چون دولت ايران در مقابل متفقين و در خواست هاي آنان مبني بر عدم همکاري با مستشاران آلماني و به خدمت گرفتن جاسوسان آن کشور، سياست مبهمي در پيش گرفته و در اخراج عّمال آلمان، اقدامي نکرده است، ارتش های شوروي و انگليس وارد ايران شده و مشغول پيشروي هستند. شوروي، شمال و انگليس، جنوب ايران را متصرف شد.

 مرز اين دو بخش، خطي فرضي بود که از ميان تهران مي گذشت و خود تهران هم در اشغال هر دو طرف بود. رضاخان در ابتدا تصميم به مقاومت گرفت اما چون فاقد پايگاه اجتماعي، سياسي و فرهنگي بود و مردم از عملکرد مستبدانه و سياست هاي او ناراضي بودند، نتوانست در برابر بيگانگان دوام بياورد. بنابراين حکومت ديکتاتوري شانزده ساله رضاشاه تحت فشار اشغالگران فرو ريخت و او مجبور به استعفا و خروج از کشور شد.

ورود نيروهاي متفق به ايران در حالي صورت گرفت که دولت ايران، پيش از آن، نسبت به جنگ جهاني دوم، اعلام بي طرفي کرده بود. با اين حال، اشغالگران روسي و انگليسي، بدون توجه به اين امر، قسمت هاي وسيعي از خاک کشور را اشغال نمودند و مصائب بي شماري براي مردم به وجود آوردند. در چنين شرايطي به يکباره، زبانهاي بسته باز شد و گلو هاي گرفته، به نفس کشيدن افتاد.
بازار انتقاد از اوضاع گذشته رواج يافت و پس از سالها سکوت مرگبار، حملات به حکومت سراسر ديکتاتوري شانزده ساله رضاخانی آغاز شد. اشغال ايران که از سوم شهريور سال 1320، با تهاجم نيروهاي انگليس وشوروي از جنوب و شمال صورت گرفته بود، تا پايان جنگ در سال 1324، ادامه يافت.

+ نوشته شده در دوشنبه 1386/03/07ساعت توسط حسین چراغی